تبلیغات
دفاع مقدس - مناقشات تاریخی ایران و عراق

دفاع مقدس
 
رفتید تا آزادانه زندگی کنیم
از زمان فروپاشی عثمانی و شكل‌گیری دولت عراق در غرب ایران، سیاست‌های متخذه از سوی دولتمردان آن كشور همواره به عنوان منبع تهدید علیه امنیت ملی ایران به شمار آمده و این كشور به ندرت روابطی دوستانه با ایران داشته است.
اختلافات ارضی و مرزی به همراه مسائل مذهبی همچون تبعیض علیه شیعیان در عراق و مسائل قومی و نژادی همانند مناقشه عرب و عجم، حضور اكراد در دو سوی مرزهای ایران و عراق به همراه خوی توسعه‌طلبی حاكمان بغداد از جمله عوامل اصلی تنش یا منازعه میان دو كشور در نیم قرن اخیر محسوب می‌گردند.

برای دیدن ادامه مطالب روی ادامه مطلب كلیك كنید
با این حال روابط دو كشور همیشه در سطحی نامطلوب قرار نداشته و در تاریخ روابط ایران و عراق نقاط قابل اتكایی نیز یافت می‌شود. از زمان قیمومیت انگلیس بر عراق (1920) و سپس استقلال آن كشور در سال 1932 و تا پایان عمر حكومت پادشاهی در سال 1958، به دلیل نفوذ انگلستان در منطقه و وجود حكومت پادشاهی در هر دو كشور روابط دو دولت چه در قالب پیمان سعد‌آباد و چه پیمان بغداد كه به منظور مقابله با تهدید كمونیسم شكل گرفته بودند دوستانه بوده است. هر چند كه در این دوره هم، اختلافات مرزی، گاه و بیگاه رخ می‌داد. مع‌الوصف معمولاً بدون درگیری مهمی حل می‌شد. اما آنچه از روابط دو كشور در اذهان باقی مانده است نزاع، درگیری، و جنگ ومخاصمه میان دو كشور است.
نقطه‌ی آغاز روابط مابین دو كشور به فروردین 1308 و اعزام هیئت حسن نیت از سوی پادشاه عراق به ایران و تقاضای این هیئت جهت برقراری روابط سیاسی با ایران باز می‌گردد. با این حال دولت عراق كه در این زمان تحت حمایت انگلستان قرار داشت، نخست از اواسط سال 1310 با ارسال چندین یادداشت اعتراض به دولت ایران، مأموران گمرك و نیروی دریایی ایران را متهم به نادیده گرفتن مقررات سازمان بندر بصره و تجاوز به حق حاكمیت عراق در آبهای اروند رود نموده و سپس در سال 1313 به منظور جلوگیری از اعمال حاكمیت ایران بر اروند رود به جامعه‌ی ملل شكایت برد. پس از آنكه جامعه ملل طرفین را به مذاكره مستقیم دعوت نمود، سرانجام در 13 تیر 1316 طی قراردادی كه میان دو كشور منعقد گردید، حق كشتی‌رانی در سراسر اروندرود به استثنای پنج كیلومتری از آبهای آبادان تا خط تالوگ به دولت عراق واگذار گردید1. بدین ترتیب قرارداد مذكور كه در چارچوب اهداف استراتژیك بریتانیا بر ایران تحمیل شده بود، مالكیت عراق بر تمام اروند‌رود را به غیر از پنج‌كیلومتری از آبهای آبادان گسترش می‌داد.
با این حال 4 روز بعد در 17 تیر 1316 پیمانی میان كشورهای ایران، عراق، افغانستان و تركیه در كاخ سعد‌آباد تهران به امضاء رسید كه وحدت كشورهای فوق را در منطقه تضمین نمود و امضاكنندگان را به حمایت متقابل از یكدیگر در صورت بروز خطر نسبت به یكی از اعضاء برمی‌انگیخت. «پیمان سعد‌آباد» كه تحت نفوذ و سلطه انگلیس در منطقه منعقد شده بود، دولتهای امضاء كننده را به پرهیز از مداخله در امور داخلی یكدیگر، احترام به مرزهای مشترك، خودداری از هرگونه تجاوز نسبت به یكدیگر و جلوگیری از تشكیل جمعیت‌ها و دسته‌بندی‌هایی با هدف اخلال در سطح میان كشورهای همجوار و هم پیمان تشویق می‌كرد. 2
پیمان دیگری كه میان كشورهای منطقه منعقد شد، معروف به «پیمان بغداد» است كه معاهده‌ای با ماهیت دفاعی و امنیتی بود. این پیمان كه نخست در پنجم اسفند 1333 میان وزیران امور خارجه دو كشور عراق و تركیه تحت عنوان «پیمان همكاری‌های متقابل» در بغداد به امضا رسیده بود، با پیوستن انگلستان در دهم فروردین، پاكستان در اول مهر و ایران در 19 مهر 1334 حلقه‌ای از حامیان بلوك غرب را در منطقه گرد هم جمع‌آورد. اما كودتای عبدالكریم قاسم با عقاید افراطی و چپگرایانه، از یك سو موجب خشنودی مسكو و قاهره و از سوی دیگر باعث خروج عراق از حلقه بلوك غرب گردید. كودتای قاسم در 1337 كه در درجه نخست به خروج عراق از پیمان و انتقال مركزیت آن از بغداد به آنكارا انجامیده بود، ترس شدید شاه ایران را نیز در پی داشت.
روابط نامطلوب دو كشور با این كودتا و قوت یافتن پان‌عربیسم و گرایشات افراطی عربی در نظام سیاسی عراق آغاز شد. در این دوره اختلافات مرزی دو كشور افزایش یافت و علاوه بر ادعای حاكمیت عراق بر خوزستان، تشكیل جبهه آزادی بخش خوزستان و مسأله كردها، اختلاف ایدئولوژیك نیز بر روابط دو كشور سایه انداخت.
اگر چه ایران 17 روز پس از كودتای قاسم، رژیم وی را به رسمیت شناخت ولی این اقدام مانع از ابراز سیاستهای تند و خصمانه قاسم نسبت به ایران نگردید. زیرا قاسم نه تنها به هیچ یك از قراردادهای مرزی و تعهدات حكومت پیشین عراق درباره اختلافات آبی با ایران پایبند نبود، بلكه ادعاهای ارضی نیز نسبت به خاك كویت ابراز می‌داشت كه امنیت منطقه را بیش از پیش به مخاطره می‌انداخت.
سرانجام در آذر 1338 یك بار دیگر اروند رود به بحرانی حاد در روابط ایران وعراق مبدل گشت.
عبدالكریم قاسم در كنفرانسی مطبوعاتی ادعا كرد كه «عراق در سال 1316 تحت فشار جدی قرار داشته و ناچار شده است كه حاشیه‌ای به عرض پنج كیلومتر از اروند‌رود را به ایران واگذار نماید و این عمل عراق یك نوع بخشش بوده است، نه استرداد یك حق مكتسبه». 3 این ادعا در حالی صورت می‌گرفت كه عهدنامه 1316 در سایه حمایت‌ها و طرفداری‌ همه جانبه انگلیس از عراق منعقد شده بود. زیرا در آن هنگام انگلیسی‌ها كه طبق تقسیمات استعماری پس از جنگ اول جهانی و فروپاشی عثمانی بر عراق سلطه مطلق داشتند، دستیابی به ‌آبهای بین‌المللی منطقه و منابع نفتی عراق را حائز اهمیت می‌دانستند و از این رو پیمان 1316 را بر ایران تحمیل نمودند.
ایران در آغاز تلاش نمود بحران بوجود آمده را از راههای دیپلماتیك حل و فصل نماید،‌اما پافشاری عراقی‌ها بر ادعاهای واهی خود، طرفین را حتی به میدان درگیری‌های پراكنده و تداركات نظامی برای جنگ احتمالی نیز كشاند. 4 اگر چه در نهایت با از سرگیری مذاكرات مستقیم میان دو كشور مناسبات دیپلماتیك نیز از سر گرفته شد اما تا زمانی كه رژیم چپگرای عبدالكریم قاسم در عراق حاكم بود، روابط دو كشور تیره باقی ماند.
با سقوط حكومت عبدالكریم قاسم در 19 بهمن 1341 و به قدرت رسیدن رژیم‌های میانه‌رو عبدالسلام عارف و عبدالرحمن عارف، تا حدی از تنش موجود در روابط دو كشور ایران وعراق كاسته شد، اما اختلافات دو كشور در حوزه‌های پیشین همچنان پابرجا باقی ماند.
آرامش و چالش در روابط دو كشور تا هنگام قدرت یافتن حزب بعث در عراق (26 تیر 1347) ادامه یافت. اما باحاكم شدن رژیم بعث در عراق،‌دوره‌ی دیگری از تیرگی روابط میان دو كشور آغاز گردید. در این دوره علاوه بر اختلافات قبلی، تفاوت‌های ایدئولوژیك رژیم‌های موجود، گرایشات پان عربیستی شدید رژیم بعث و اراده آن برای كنترل جهان عرب و همچنین گرایش دو كشور به قطب‌های مخالف دوران جنگ سرد و مخالفت عراق با حاكمیت ایران بر جزایر سه گانه بر وخامت اوضاع افزود. همچنین نزدیكی رژیم شاهنشاهی به اسرائیل و اثار نامطلوب آن بر ذهنیت اعراب و سیاستگذاران رژیم بعثی، منجر به پاكسازی و اخراج ایرانی‌های ساكن در عراق و اتخاذ سیاست ایرانی‌ ستیزی از سوی رژیم بعثی گردید.
روابط دو كشور در شرایطی وارد بحران جدیدی شد كه حسن‌البكر رئیس رژیم كودتائی عراق ادعای حاكمیت مطلق عراق بر اروند‌رود را مطرح كرد و مقامات بعثی تصمیم گرفتند اسناد و مدارك كشتی‌هایی را كه وارد اروند‌رود می‌شدند بازرسی نمایند. به دنبال این تصمیم در 26 فروردین 1348 وزارت امور خارجه عراق، آبراه شط‌العرب را جزء لاینفك خاك عراق نامید و از ایران خواست پرچم‌های خود را از روی كشتی‌ها پایین بكشد. بدنبال این اظهارات و اعمال مقامات عراقی، دولت ایران نیز در اردیبهشت 1348 عهدنامه‌ی مرزی 1937 را ملغی و تمایل خود را به انعقاد قراردادی مبتنی بر خط تالوگ اعلام نمود. 5
این رویداد روابط دو كشور را تا ‌آستانه وقوع برخورد نظامی به وخامت كشاند و حتی احتمال درگیری نظامی نیز قوت یافت، اما با میانجیگری هواری بومدین در جریان اجلاس سران اوپك (13 الی 15 اسفند 1353) در الجزایر، دو كشور به توافقاتی جهت پایان بخشیدن به اختلافات خود دست یافتند. براساس این توافق خط تالوگ به عنوان خط مرزی دو كشور شناخته شد و ایران به صورت تلویحی پذیرفت كه از حمایت كردهای بارزانی دست بكشد و مقداری از اراضی عراق را كه در تصرف خود داشت، به آن كشور بازگرداند. 6
از جمله دلایل پذیرش این قرارداد از سوی رژیم بغداد می‌توان به فشار كردهای جدایی‌طلب بر دولت عراق، حمایت امریكا و بلوك غرب از محمد‌رضا پهلوی و تضعیف موقعیت اعراب در پی شكست از اسرائیل اشاره نمود.
هر چند انعقاد قرارداد 1975 الجزیره، ظاهراً باعث پایان اختلافات مرزی و روابطی نسبتاً بهتر شد، اما این آرامش نسبی در روابط بین دو كشور با وقوع انقلاب اسلامی در ایران پایان یافت. زیرا عراق به موجب بیانیه الجزایر و با پذیرش خط تالوگ به عنوان خط مرزی دو كشور، عملاً حاكمیت ایران را بر اروندرود پذیرفته بود و به دنبال موقعیتی مناسب می‌گشت تا ضربه‌ی نهایی خود رابه ایران وارد سازد. 7
از این رو پیروزی انقلاب اسلامی كه موجب تغییر ساختار قدرت در خاورمیانه و نظام امنیتی دو قطبی حاكم بر جهان شده بود، علاوه بر اینكه ایران را از صف حامیان ایالات متحده و بلوك غرب خارج كرد، رهبران عراق را نیز به حمله نظامی به ایران ترغیب نمود. صدام كه چشم به رهبری جهان عرب و پرنمودن خلاء قدرت درمنطقه دوخته بود، از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را برد و درصدد جبران امتیازات از دست داده در قرارداد 1975 الجزایر برآمد.
رژیم بعثی به سركردگی صدام حسین، پس از بمب‌گذاری در تأسیسات نفتی ایران و شركت در یك رشته اقدامات تخریبی علیه جمهوری اسلامی ایران به بهانه بازپس‌گیری جزایر سه گانه حملات تبلیغاتی خود را متوجه ایران كرد. سرانجام وزارت امور خارجه عراق در 26/6/1359 طی یادداشتی قرارداد 1975 الجزایر را لغو و صدام با ادعای حاكمیت مطلق عراق بر شط‌العرب، آن را در برابر دوربین‌های تلویزیونی پاره كرد و در 31 شهریور 1359 با حملات هوایی و زمینی ارتش بعث به خاك ایران جنگ تحمیلی 8 ساله علیه جمهوری اسلامی را آغاز كرد.
اگر چه به ظاهر موضوع اختلافات مرزی به عنوان دلیل اصلی تجاوز عراق به خاك ایران محسوب می‌گردد اما در واقع تجاوز عراق نتیجه نارضایتی امریكا و اتحاد جماهیر شوروی از انقلاب اسلامی ایران و نگرانی از گسترش آن به منطقه و حمایت از منافع دولت‌های محافظه‌كار عربی نیز بود. 8
با این حال پس از استقامت و ایستادگی مردم ایران در 23 مرداد 1369، صدام حسین رئیس جمهور عراق با ارسال نامه‌ای خطاب به حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت ایران تمام شرایط ایران را برای برقراری صلح میان دو كشور را پذیرفت. 9 بدین ترتیب صدام حسین برای صلح با جمهوری اسلامی ایران به پذیرش معاهده‌ای تن داد كه زمانی با لغو آن جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز كرده بود.

پی‌نویس‌ها:
1. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوره پهلوی، تهران، نشر پیكان، 1380، ص 39 و 40.
2. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفوریه تا پایان جنگ دوم جهانی،‌تهران، انتشارات امیركبیر، 1383، صص 390ـ 395.
3. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، نشر پیكان، 1380، ص 259.
4. احمد میرفندرسكی، دیپلماسی و سیاست خارجی ایران از 3 شهریور 1320 تا 22 بهمن 1357 (در همسایگی خرس)، تهران، نشر پیكان، 1382، صص 194 ـ 196.
5. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، نشر پیكان، 1380، صص 357ـ 359.
6. منوچهر پارسا دوست، زمینه‌های تاریخی اختلاف ایران و عراق، تهران، 1364، صص 149 ـ 151.
7. فصلنامه تاریخ روابط خارجی، مركز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، شماره 19، تابستان، 1383، ص 155.
8. احمد بخشایشی اردستانی، اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، آواری نور، 1379، صص 93ـ 97.
9. روح‌الله رمضانی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترجمه، علیرضا طیب، تهران، نشر نی، 1383، ص 86.



برچسب ها: دفاع مقدس، دفاع مقدس در نگاهی كوتاه، جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی علیه ایران، درباره جنگ، پاسخ به سه پرسش، نقش امریکا، جنگ عراق علیه ایران، جنگ، مداخله، جنگ ایران و عراق، قدرتهای بزرگ، وظایف و تعهدات دولتها، عملکرد امریکا در جنگ ایران و عراق، همکاری، سازمان سیا، فرمانده ناوچه پیکان، ناوچه پیکان، دفاع مقدس ملت ایران، ملت ایران، عملیات هوایی، تاریخ جهان، قطعنامه‌ها، قطعنامه‌های سازمان ملل در خصوص جنگ تحمیلی، سازمان ملل، جنگ شهرها، پرواز های سیاه، شهرهای سپید، عملیات والفجر ۸، عملیات، عملیات آبی خاکی خیبر، عملیات خیبر، اسلام ناب، اسلام آمریکایی، جنگ فقر وغنا، تلفات انسانی ایران، سلاح های شیمیایی، دزفول، شهر ۱۰۰۰ موشک، شهید، مفقود، بمباران، هواپیماهای عراقی، سهام خیام، دختری حماسه آفرین از هویزه، هویزه، خرمشهر، رزمندگان اسلام، مقاومت ۳۴ روزه، آنتونی کردزمن، آزادی خرمشهر، مقاومت، آزادی، عملیات بیت المقدس، بنی صدر، موذی گری های بنی صدر، آزاد‌سازی سوسنگرد، سوسنگرد، خاطرات، رهبر انقلاب، وضعیت ایران، پایان جنگ، شروع جنگ، اوضاع نظامی ایران، نظامی، ایران، ناگفته‌های جنگ، عراق، اولین های جنگ، مناقشات تاریخی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390 توسط MAHDI .