تبلیغات
دفاع مقدس - سهام خیام دختری حماسه آفرین از هویزه، دختری از جنس حسین فهمیده

دفاع مقدس
 
رفتید تا آزادانه زندگی کنیم

به نام خدای حسین (ع)

باورم نمی شود روز هایی که ما شجاعت انگشت کوچک پترس را با ذوق و شوق و حیرت و ناباوری مشق می نوشتیم، انگشت حیرت مزدوران عراقی از شنیدن اخباری که جاسوسان ستون پنجمشان از رشادت های دختری به نام سهام خیام شنیده بودند به دهان بود.این ها را تازه دیروز فهمیدم ازلابه لای اوراق کتابی به نام هویزه سر خط، نوشته آقای شهرام شفیعی

نام هویزه برای من همیشه عجین بوده با نام حسین علم الهدا، محمد فاضل، حسین خوشنویسان، غدیر قدرتی، اسماعیل اعتضای، سید محمد حکیم، کریمی، مصطفی مختاری، فروزش، و…..

همیشه به نام هویزه حساس بودم. هویزه برای من که از نوجوانی دل در گروه شناخت کسی داشتم که از لا به لای صفحات نهج البلاغه و تاریخ اسلام سطر به سطر و واژه به واژه حسین بودن می رسید ، تنها یک نام نبود.هویزه برای من ، یعنی رگ هایی از عاشورا، یعنی کلاس عاشورا، یعنی دروازه عاشورا …..

و کتاب خریدن عادت دیرینه سالهای دور وحالا از پشت شیشه تعطیل کتابفروشی شاهد: چه می دیدم خدایا: هویزه سر خط

چگونه این کتاب از چشم من دور مانده بود. یعنی درباره چی بود کتاب….

برای دیدن ادامه مطالب روی ادامه مطلب كلیك كنید.

تا مغازه باز کند و دستم برسد به کتاب و برسم به خانه و تشنگی ام را با جرعه ای از نام هویزه سیراب کنم، دو –سه ساعت که نه دو سه سال گذشت.

و اما کتاب سر گذشت کسی بود به نام سهام خیام. دختری از جنس حسین علم الهدا ،و به سن حسین فهمیده

در لابه لای سطور کتاب واژه به واژه اشک خوابیده بود که چکاندم بی مهابا از چشمان خود

و فکرکردم به روز هایی که سهام در مقابل مزدوران عراقی مردم هویزه را به ماندن و مبارزه تشویق می کرد و ما غافل، از انگشت شجات پترس مشق می نوشتیم.

ما مشق می نوشتیم بی آنکه بدانیم صدای غوکان و پرندگان را که در تاریکی شب می خواندند تا پترس بیدار بماند، در حالی که سهام تمام شب را بیدار بود و فکر می کرد که چگونه با تفنگ چوبی رنگ رو رفته پدرش فردا به جنگ برود. یک دختر کوچک

یک دخترکوچک و هم سن و سال پترس

من داستان سر دادن شهید زیاد شنیده ام.از سردادن حسین ابن علی(ع) بگیر تا آن روز که در خرداد ۶۴ جنازه بی سری را جلوی چشمانم به خاک سپردند که …..اما این یکی فرق می کرد. صحبت از جنازه بی سر یک دختر بود. حتی در کربلا هم دختری بی سر نشد. امان از خباثت بعثی ها…

می گویند : به دلیل متلاشی شدن مغز سهام، سرش پر از خون تازه بود و نمی‌توانستیم خون سر سهام را متوقف کنیم. به ناچار سرش را در یک کیسه نایلونی قرار دادیم و او را آماده خاکسپاری کردیم  .

درست همان روز هایی که ما از روی شجاعت انگشت پترس در سوراخ سد مشق می نوشتیم، بعث های نامرد دختر بچه ای را کنار رود مورد اصابت مستقیم گلوله قرار دادند که قبلا جاسوس ستون پنجم شان گفته بود فریا دها و شعار هایی تهییج کننده علیه بعثی ها می دهد و اگر همین طور پیش برود دیگر مقاومت مردم هویزه شکستنی نیست.

مادرش گریه می کرد و می گفت : سهام من کو؟ جنازه اش؟ و زن همسایه گفت که جنازه را دفن کردند و به هیچ زنی اجازه ندادن جنازه را ببیند. زن های همسایه عرسک سهام را دادند بغل مادرش

حسام اما خوابیده بود در آغوش خاک با تفنگی قدیمی پدر

دختر ۱۲ ساله کلاس پنجم و تفنگ

الان شاید حسین علم الهدا و سهام خیام نشسته اند و دارند پرونده مشق های ما را زیر و رو می کنند تا ببینند که چه کرده ایم و ما هنوز از انگشت شجاعت پترس مشق می نویسیم آیا؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن: نام هویزه در چهار ماه اول هجوم ارتش عراق به مرزهای جنوبی ایران و آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با نام دو نفر گره خورده است. یکی سیدحسین علم‌الهدی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هویزه، و دیگری سهام خیام، دانش‌آموز دوازده ساله .

سهام خیام در روز ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۷ شمسی در بخش ساحلی شهر هویزه دیده به جهان گشود.براساس اظهارات خانواده سهام خیام، او در کودکی بسیار پر جنب و جوش بوده است.

سهام به پرتاب سنگ به سوی نیروهای عراقی پرداخت و با صدای بلند به سربازان دشمن می‌گفت: مرگ بر صدام، بروید گم شوید و در این حین سهام با تیر مستقیم دشمن به شهادت می‌رسد، تیر مستقیم به پیشانی سهام می‌خورد و از بینی تا کاسه سر او را متلاشی می‌کند.

مطالب مرتبط





برچسب ها: دفاع مقدس، دفاع مقدس در نگاهی كوتاه، جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی علیه ایران، درباره جنگ، پاسخ به سه پرسش، نقش امریکا، جنگ عراق علیه ایران، جنگ، مداخله، جنگ ایران و عراق، قدرتهای بزرگ، وظایف و تعهدات دولتها، عملکرد امریکا در جنگ ایران و عراق، همکاری، سازمان سیا، فرمانده ناوچه پیکان، ناوچه پیکان، دفاع مقدس ملت ایران، ملت ایران، عملیات هوایی، تاریخ جهان، قطعنامه‌ها، قطعنامه‌های سازمان ملل در خصوص جنگ تحمیلی، سازمان ملل، جنگ شهرها، پرواز های سیاه، شهرهای سپید، عملیات والفجر ۸، عملیات، عملیات آبی خاکی خیبر، عملیات خیبر، اسلام ناب، اسلام آمریکایی، جنگ فقر وغنا، تلفات انسانی ایران، سلاح های شیمیایی، دزفول، شهر ۱۰۰۰ موشک، شهید، مفقود، بمباران، هواپیماهای عراقی، سهام خیام، دختری حماسه آفرین از هویزه، هویزه، خرمشهر، رزمندگان اسلام، مقاومت ۳۴ روزه، آنتونی کردزمن، آزادی خرمشهر، مقاومت، آزادی، عملیات بیت المقدس، بنی صدر، موذی گری های بنی صدر، آزاد‌سازی سوسنگرد، سوسنگرد، خاطرات، رهبر انقلاب، وضعیت ایران، پایان جنگ، شروع جنگ، اوضاع نظامی ایران، نظامی، ایران، ناگفته‌های جنگ، عراق، اولین های جنگ، مناقشات تاریخی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان 1390 توسط MAHDI .