تبلیغات
دفاع مقدس - ناگفته هایی از مقاومت ۳۴ روزه رزمندگان اسلام در خرمشهر

دفاع مقدس
 
رفتید تا آزادانه زندگی کنیم

ناگفته هایی از مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر

 سرهنگ پیاده ستاد، مجتبی جعفری

با هجوم دشمن برای تصرف خرمشهر در تاریخ ۳۱ مهر ۵۹ در منطقه، مسئولیت لشکر ۹۲ زرهی اهواز آغاز می شود و با مقاومت دلیرانه رزمندگان گردان ۱۵۱ دژ و ۲۳۲ تانک یگانهایی از ژاندارمری و تکاوران دریایی و دانشجویان دانشگاه افسری به فرماندهی شهید نامجو همراه نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۳۴ روز به طول می انجامد. نیروهای شناخته شده دشمن شامل لشکر ۳، ۶ و ۱۲ زرهی، ۸ مکانیزه، یک گردان شناسایی و یک تیپ پیاده تحت کنترل و تیپ ۲۶ زرهی از لشکر ۵ در این هجوم شرکت داشتند.


برای دیدن ادامه مطالب روی ادامه مطلب كلیك كنید.

تلاش دشمن برای تصرف خرمشهر ابتدا معطوف به حمله از سمت پل نو و جاده شلمچه و سپس حرکت به طرف شمال و تصرف پادگان دژ شده بود، چرا که در صورت پابرجایی و مقاومت این پادگان، رخنه به خرمشهر و تصرف آن امری محال می نمود. به تدریج به دلیل طولانی شدن درگیری و وارد آمدن تلفات و ضایعات فراوان به گردان دژ و سایر نیروهای مقاومت، توان عملیاتی نیروها تحلیل می رفت به طوری که گردان دژ در جریان حماسه مقاومت خود ۷۸ تن از نیروهای کادر و ۲۰۲ تن از نیروهای وظیفه اش را مردانه در میدان دفاع از خاک و ناموس میهن و دفاع از آرمانهای مقدس خود به انقلاب اسلامی تقدیم کرده است.

نمونه هایی از این فداکاری و دلیرمردی که تاکنون کمتر در جایی بیان شده است به شرح زیر ارائه می گردد؛

شهید استوار قاسم خسروی مانند یاران صدیق امام شهیدان در صحنه کربلا در حالی که به تنهایی با تفنگ ۱۰۶ بدون داشتن موضع، دشمن را هدف قرار می داد رجز

می خواند که «من زنده باشم و تو به خاک من تجاوز کنی». طنین صدای این دلاور مرد خوزستانی هنوز در پهنای خاک خونین خرمشهر باقی است و یادآور حماسه های جاوید ارتش اسلام در دفاع از خاک میهن است. او یک هفته حرکت ستون عراقی را در پلیس راه خرمشهر به عقب انداخت و سرانجام دشمن با به شهادت رساندن وی توانست از پلیس راه عبور کرده وارد خرمشهر شود.

یکی از برادران سپاهی بنام بهرامی از جانبازان جنگ تحمیلی در ارتباط با مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر می گوید: من که خدمت سربازی را انجام داده بودم و درجه های ارتش را خوب می شناختم در یکی از صحنه های درگیری شاهد بودم که ستوان یکم امیری با تانک با دشمن درگیر بود، آخرین مقاومتهای پادگان دژ بود که ما به همراه تعدادی از برادران سپاهی و نیروهای مردمی برای کمک به برادران ارتشی به سمت پادگان دژ رفتیم. به ستوان امیری گفتم: تو هم با ما به داخل شهر بیا تا به همراه دیگران در شهر با دشمن بجنگیم، او گفت: «ایران کشوری بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد». این افسر شجاع تا پای جان در مقابل دشمنان ایستاد تا به شرف شهادت نایل گردید.در یک صحنه دیگر در جریان درگیریها تعدادی از برادران سپاه در گوشه ای از شهر در محاصره دشمن افتاده بودند که با هجوم دلیرانه تکاوران نیروی دریایی از محاصره خارج می شوند. در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر باید از شهیدان گرانقدری چون اقارب پرست، شهید محمد

جهان آرا و سرهنگ شریف النسب که در روزهای آغازین هجوم و مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر ، فرماندهی و هدایت نیروهای بدون سازمان اعم از نظامی و مردمی را بر عهده داشتند یاد کنیم. سرهنگ شریف النسب به همراه روحانی شهید شریف قنوتی در خیابان ۴۰ متری مورد اصابت گلوله های دشمن قرار می گیرند. قنوتی به شهادت می رسد و سرهنگ شریف النسب که مجروح در کنار شهید قنوتی افتاده بود صدای سرباز عراقی را که با سرنیزه به سر شهید قنوتی می زد و می گفت: من یک خمینی را کشتم، خوب به خاطر می آورد. آنان که در آن روزهای حماسه تجربه حضور در خرمشهر را داشته اند سخنرانیهای حماسی سرهنگ شریف النسب را در مقابل مسجد جامع خرمشهر هیچ گاه از یاد نخواهند برد. حضرت آیت الله نوری امام جمعه وقت خرمشهر، شاهدی زنده از ایثارگریها و فداکاریهای اقارب پرستها، قنوتیها و شریف النسبهاست. در اواخر مهرماه (حدودا ً ۲۷) فرمانداری خرمشهر به دست دشمن اشغال می شود ولی هجوم دلیرانه تکاوران دریایی، فرمانداری را از لوث وجود متجاوزان پاک می کند. دانشجویان دانشگاه افسری نیز که داوطلبانه کلاسهای خود را رها کرده و به فرماندهی شهید نامجو برای دفاع از میهن به خرمشهر رفته بودند در اطراف و اکناف و خیابانهای شهر از همان روزهای آغازین هجوم با هدایت گروههای مختلف مردمی و نیروهای باقیمانده از گردانهای ۱۵۱ دژ و

۲۳۲ تانک و ۱۶۵ مکانیزه که بیشتر فرماندهان خود را در جریان مقاومت از دست داده بودند با دشمن مردانه جنگیدند و شهدای گرانقدری را تقدیم میهن اسلامی نمودند. عصر روز سوم آبان، دشمن به پای پل خرمشهر می رسد و

 باقیمانده نیروهای خودی جهت جلوگیری از اشغال کامل خرمشهر توسط قایقهای نیروی دریایی به قسمت جنوبی منتقل می شوند و خرمشهر پس از ۳۴ روز مقاومت حماسی دلاورمردان، به اشغال دشمن در می آید. اشغال خرمشهر توسط متجاوزین ۱۹ ماه به طول می انجامد و سرانجام در تاریخ سوم خرداد ۱۳۶۱ دلیرمردان ارتش اسلام در قالب عملیات بیت المقدس، این خطه حماسه آفرین را به دامان میهن باز گرداندند.





برچسب ها: دفاع مقدس، دفاع مقدس در نگاهی كوتاه، جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی علیه ایران، درباره جنگ، پاسخ به سه پرسش، نقش امریکا، جنگ عراق علیه ایران، جنگ، مداخله، جنگ ایران و عراق، قدرتهای بزرگ، وظایف و تعهدات دولتها، عملکرد امریکا در جنگ ایران و عراق، همکاری، سازمان سیا، فرمانده ناوچه پیکان، ناوچه پیکان، دفاع مقدس ملت ایران، ملت ایران، عملیات هوایی، تاریخ جهان، قطعنامه‌ها، قطعنامه‌های سازمان ملل در خصوص جنگ تحمیلی، سازمان ملل، جنگ شهرها، پرواز های سیاه، شهرهای سپید، عملیات والفجر ۸، عملیات، عملیات آبی خاکی خیبر، عملیات خیبر، اسلام ناب، اسلام آمریکایی، جنگ فقر وغنا، تلفات انسانی ایران، سلاح های شیمیایی، دزفول، شهر ۱۰۰۰ موشک، شهید، مفقود، بمباران، هواپیماهای عراقی، سهام خیام، دختری حماسه آفرین از هویزه، هویزه، خرمشهر، رزمندگان اسلام، مقاومت ۳۴ روزه، آنتونی کردزمن، آزادی خرمشهر، مقاومت، آزادی، عملیات بیت المقدس، بنی صدر، موذی گری های بنی صدر، آزاد‌سازی سوسنگرد، سوسنگرد، خاطرات، رهبر انقلاب، وضعیت ایران، پایان جنگ، شروع جنگ، اوضاع نظامی ایران، نظامی، ایران، ناگفته‌های جنگ، عراق، اولین های جنگ، مناقشات تاریخی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390 توسط MAHDI .